استقلال راهبردی و مبارزه در اتمسفر سیاسی ایران
«نه پول میخواهیم و نه سلاح، فقط حق مبارزه مردم را به رسمیت بشناسید.» این شعار و خطمشی، پنج دهه است که در اتمسفر سیاسی ایران طنینانداز است؛ اما پشتوانهی واقعی این مقاومت کجاست؟ چه تفاوتی میان این جریان با مدعیانی که چشم به تحریم، مداخله خارجی و سرمایه غیرشفاف دوختهاند، وجود دارد؟
امروز بدون تعصب میپرسیم: در این ۵ دهه، چه کسی واقعاً در میدان هزینه داده و بر استقلال خود ایستاده، و چه کسی با وابستگی و پروژههای یکبارمصرف، سنگاندازی کرده است؟
سانسور حقیقت و بازی رسانههای جریان اصلی
وقتی صحنه مبارزات سیاسی ایران را بدون تعصب و سانسور رسانهای نگاه میکنیم، با یک واقعیت چندلایه روبهرو میشویم؛ واقعیتی که سالهاست رسانههای پرهزینه با بودجههای هنگفت تلاش کردهاند آن را تحریف کرده و اخبار فانتزی را به خورد مخاطب بدهند. در یک طرف، ساختار سرکوب و جنایت قرار دارد؛ و از طرف دیگر، جریانهای نوستالژیک و اپوزیسیونهای ساختگی که با هر موج رسانهای خلق میشوند و بدون دستاورد فرو میپاشند. اما در میدان واقعی چه میگذرد؟استقلال راهبردی
دو ضلع اصلی میدان مبارزه در ایران
نمیتوان از مبارزه صحبت کرد و نقش نیروهای واقعی میدان را نادیده گرفت. در این هندسه مبارزاتی، دو مؤلفه کلیدی به چشم میخورد:
ملیتهای ایران: از کردستان و بلوچستان تا خوزستان و آذربایجان، که سالهاست بار سنگینی از سرکوب و تبعیض را بر دوش کشیده و نیروی محرک مبارزات منطقهای بودهاند.
شبکه سراسری کانونهای شورشی: تفاوت این کانونها در ماهیت کاملاً شبکهای، سلولی و بدون مرز جغرافیایی آنهاست. آنها از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، مراکز اصلی سرکوب را هدف قرار میدهند تا طلسم ترس را بشکنند.استقلال راهبردی
پارادوکس رسانهها و بزرگنماییهای سفارشی
با این حال، با یک پارادوکس بزرگ مواجهیم؛ چرا رسانههای جریان اصلی (مانند ایراناینترنشنال و شبکههای مشابه با بودجههای میلیون دلاری) حواشی و پروژههای فاقد تشکیلات را برجسته میکنند، اما اخبار کانونهای شورشی و مبارزان میدانی را مخدوش یا مسکوت میگذارند؟ وقتی یک شعار دیواری با بزرگنماییِ مشکوک بازتاب مییابد—که گاه ردپای عوامل خود رژیم در آن دیده میشود—اخبار مقاومت واقعی و بلوچستان کمرنگ میشود. دلیل این هجمهها روشن است: تشکیلات آهنین و لایههای حفاظتی امنیتی، تنها راه زنده ماندن در برابر یک دستگاه اطلاعاتی عریان است. ماشین اعدام رژیم نیز دقیقاً روی کانونهای شورشی تمرکز کرده است، نه لیدرهای مجازی در شبکههای اجتماعی.
استقلال راهبردی؛ خط قرمز مقاومت
مهمترین خط تمایز، در استقلال راهبردی تعریف میشود. مواضع رسمی مقاومت روشن است: تکیه بر نیروی داخل و حفظ استقلال مالی. اما در آن سو، طیفهای سلطنتطلب و اپوزیسیون وابسته، یک روز خواستار تحریمهای همهجانبه علیه معیشت مردم شدند، روز دیگر دستبوسی قدرتمندان را کردند و چشم به مداخله خارجی دوختند.
۵ فاکتور برای قضاوت عقلانی
برای قضاوت منصفانه، این ۵ معیار را روی میز میگذاریم:استقلال راهبردی
هزینه عینی در میدان: کدام جریان در داخل کشور کشته و زندانی داده است؟
گستره سراسری: کدام جریان شبکه عملیاتی در سراسر کشور دارد؟
استقلال راهبردی: کدام گروه بر نیروی مردم اتکا کرده و از خارج فقط رسمیت خواسته است؟
ثبات در خطمشی: چه کسی ۵ دهه بر نفی کامل استبداد ایستاده است؟
تشکیلات و انضباط: کدام جریان ساختار مقاوم در برابر نفوذ امنیتی دارد؟
جمعبندی و چشمانداز آینده
مرور تجربه چند دهه گذشته نشان میدهد که تغییر پایدار در ساختار سیاسی ایران به مشارکت شهروندان، نهادهای پاسخگو و حفظ استقلال در تصمیمگیری نیاز دارد. هر جریان سیاسی باید درباره منابع مالی، پیوندهای بیرونی و شیوههای فعالیت خود شفاف باشد و امکان نقد عمومی را بپذیرد. استقلال راهبردی به معنای بینیازی از گفتوگو با جهان نیست؛ بلکه یعنی تصمیمهای مربوط به آینده جامعه بر پایه خواست مردم و با رعایت حقوق همگان گرفته شود.
رسانهها نیز مسئولیتی مهم دارند: راستیآزمایی ادعاها، تفکیک خبر از نظر، بازتاب دادن دیدگاههای متنوع و پرهیز از بازتولید نفرت و خشونت. مخاطبان میتوانند با مقایسه منابع، پرسیدن درباره شواهد و توجه به صدای گروههای کمترشنیدهشده، تصویری دقیقتر از رویدادها بسازند. چنین رویکردی به جای تکیه بر روایتهای تبلیغاتی یا راهحلهای تحمیلی، گفتوگو و اعتماد اجتماعی را تقویت میکند.
چشمانداز آینده زمانی امیدبخشتر خواهد بود که بر برابری حقوقی، آزادی بیان و تشکل، پاسخگویی نهادها و راههای مسالمتآمیز حل اختلاف استوار شود. توجه به مطالبات همه شهروندان، از جمله جوامع گوناگون قومی و زبانی، میتواند پایه همبستگیای فراگیر باشد. در «نقطه نگاه» میکوشیم با طرح پرسشهای سنجشپذیر و تحلیل مسئولانه، به گفتوگویی کمک کنیم که کرامت انسانی و حق انتخاب مردم را در مرکز خود قرار میدهد.
