Noghtenegah

خبر فوری:

جراحیِ فریب؛ از پروپاگاندای سلطنت تا عادی‌‌سازیِ امروز در ساختار استبداد

کالبدشکافی ریشه‌های تاریخی پروپاگاندا، الگوی مشترک استبداد از سلطنت تا امروز، نقش سلبریتی‌ها در پروژه عادی‌سازی و اهمیت حافظه تاریخی.

جراحیِ فریب؛ از پروپاگاندای سلطنت تا عادی‌‌سازیِ امروز در ساختار استبداد

در دهه‌های اخیر، شاهد تکرار یک الگوی ثابت در اتمسفر سیاسی و رسانه‌ای ایران بوده‌ایم؛ پروژه‌هایی که تلاش می‌کنند با روش‌های گوناگون—از آوردن چند چهره و سلبریتی گرفته تا ایجاد هیجان‌های کاذب—افکار عمومی را مدیریت کرده و شرایط بحرانی جامعه را «عادی» جلوه دهند. اما حقیقت این است که این بازی، ابعاد عمیق تاریخی دارد و به هیچ وجه تازه نیست. جامعه‌ی ما سال‌هاست که زخمِ یک «فریبِ ساختاری» را روی تنش دارد؛ پروپاگاندایی که هدفش چیزی جز فلج کردنِ حافظه جمعی و تبدیل مخاطب آگاه به پیاده‌نظامِ هیجانی نیست.«پروپاگاندا و عادی‌سازی»

۱:ریشه‌های تاریخی پروپاگاندا؛ نمایش قدرت و سرکوب عریان«پروپاگاندا و عادی‌سازی»

اگر تاریخ معاصر را بدون لفافه ورق بزنیم، می‌بینیم که استبداد در اشکال مختلف، از یک الگوی کاملاً یکسان برای کنترل عقول جامعه استفاده کرده است. در دوران سلطنت پهلوی، جشن‌های پرهزینه‌ی ۲۵۰۰ ساله تخت جمشید با بوق و کرنا برگزار می‌شد تا روی عقب‌ماندگی‌های ساختاری، فقر عمیق حاشیه‌ی شهرها و انسداد شدید سیاسی سرپوش گذاشته شود. پیام رسانه‌ای در آن زمان ساده بود: «اوضاع عالی است، ما در آستانه تمدن بزرگیم!»

اما پشت این ویترینِ برّاق، هر صدای منتقد، هر روشنفکر، و هر آزاده‌ای با برچسبِ «خرابکار» ،مارکسیست اسلامی،چپی و ارتجاع روانه شکنجه‌گاه‌های ساواک (مانند کمیته مشترک و اوین) می‌شد تا صدای هیچ حقیقتی شنیده نشود. الگوی پروپاگاندا در آن زمان روشن بود: ایجاد یک هاله‌ی درخشان از قدرت کاذب در ویترین، و حذفِ فیزیکی و رسانه‌ایِ هرکسی که پشت این ویترین را افشا می‌کرد.جراحیِ فریب«پروپاگاندا و عادی‌سازی»

۲:تداوم الگو؛ از تاج تا عمامه و ماشین اعدام«پروپاگاندا و عادی‌سازی»

امروز نیز فرقی نمی‌کند تاج بر سر باشد یا عمامه؛ وقتی سیستم بر پایه استبداد بنا شده باشد، از همان مکانیزمِ روانی و رسانه‌ای استفاده می‌کند: بستنِ درِ تفکر، حذفِ سند، و توده‌سازی با احساساتِ جامعه. حکومت فعلی دقیقاً همان سناریو را با ابزارهای مدرن‌تر بازنویسی کرده است. امروز با چماق سرکوب، پروژه‌های نمایشی، و بازگرداندن مهره‌های خاکستری و سلبریتی‌های سفارشی، می‌‌خواهند روی بحران‌های فلج‌کننده اقتصادی، فسادهای کلان و ماشینِ بی‌وقفه‌ی اعدام سرپوش بگذارند.جراحیِ فریب«پروپاگاندا و عادی‌سازی»

دیروز منتقد را «خرابکار» می‌نامیدند و امروز همان الگوی شوم با برچسب‌های «منافق» و «محارب» ، تجزیه طلب ، جاسوس تکرار می‌شود تا ماشین اعدام متوقف نشود و جامعه در یک ترس و بی‌خبریِ دائمی نگه داشته شود. جالب‌تر اینکه، هر دو جریان استبدادی و برخی مدعیانِ اپوزیسیونِ لیدرمحور و بی‌برنامه، در یک نقطه اشتراک دارند: آن‌ها می‌خواهند شما «فکر نکنید»، سؤال نپرسید و فقط دنباله‌رو باشید.

۳:حلقه‌های مشاوران و بازیِ جدیدِ عادی‌سازی«پروپاگاندا و عادی‌سازی»

در این میان، یکی از خطرناک‌ترین لایه‌های این جنگ رسانه‌ای، ورود حلقه‌ها و مشاورانِ امنیتی‌نمایی است که به اسم «رهبری جدید» یا «افشاگری»، جامعه را بین دو گزینه‌ی ناامیدکننده معلق نگه می‌دارند. یک روز تزِ «پیمان عدم خشونت» را پمپاژ می‌کنند تا جامعه معطل بماند، و روز دیگر فرمان «تسلیح و رادیکال‌سازیِ بدون برنامه» می‌دهند. این چرخش‌های ۱۸۰ درجه‌ای تصادفی نیست؛ هدف، ایجاد «خستگی شناختی» است تا جامعه به این نتیجه باطل برسد که هیچ راه نجاتی وجود ندارد و همه شبیه هم هستند.جراحیِ فریب«پروپاگاندا و عادی‌سازی»

۴:راه‌حل؛ سلاحِ حافظه تاریخی و تفکر انتقادی«پروپاگاندا و عادی‌سازی»

تا زمانی که این زنجیره‌ی فریب و الگوهای تکرار‌شونده را بدون تعارف ورق نزنیم، در تله‌ی جنگ‌های رسانه‌ای جدید گرفتار خواهیم ماند. راه خروج، نه در امضا دادن به منجی‌های مجازی است و نه در تسلیم شدن به استبداد؛ بلکه در «تقویت تفکر انتقادی، اتکا به کانون‌های مستقل داخلی و بازیابی حافظه تاریخی» است. حافظه تاریخی، بزرگ‌ترین سلاح ما در این جنگ رسانه‌ای است که اجازه نمی‌دهد حقیقت در زیر غبار فرافکنی‌ها گم شود.جراحیِ فریب «پروپاگاندا و عادی‌سازی»

۵: تحلیل و نظر تیم تحریریه نقطه نگاه:«پروپاگاندا و عادی‌سازی»

از دیدگاه نقطه نگاه تنها راه رهایی مردم از این چرخه باطل گذر و نفی تمامیت استبداد، چه شاه باشد چه شیخ باشد ،چراکه در یکصد سال گذشته این دو سیستم به اندازه کافی بی لیاقتی خود را ثابت کردند و با هر ابزاری برای بقا به مردم اسیر ایران تاخته اند. بنظر میرسد با وجود نیروهای وفادار و دلسوز قرار نیست دوباره در دام این تبلیغات و فریب گرفتار شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *