Noghtenegah

خبر فوری:

فمینیسم دولتی در دوره پهلوی؛ از ویترین مدرنیزاسیون آمرانه تا وابستگی سیاسی(قسمت اول)

فمینیسم دولتی در دوره پهلوی

فمینیسم دولتی در دوره پهلوی؛ از ویترین مدرنیزاسیون آمرانه تا وابستگی سیاسی

گرداوری از تحریریه نقطه نگاه

بررسی تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد که یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال انحرافی‌ترین مسیرها در حوزه حقوق زنان، پدیده‌ای به نام «فمینیسم دولتی و مدرنیزاسیون آمرانه» در دوران حکومت پهلوی (از رضاشاه تا محمدرضاشاه) بوده است. در نگاه نخست، ویترین این دوره پر از عناوین جذاب و پیشرو است: از صدور فرمان کشف حجاب و تأسیس مدارس دخترانه گرفته تا اعطای حق رأی در انقلاب سفید و تصویب قوانین حمایت خانواده. فمینیسم دولتی در دوره پهلوی

کشف حجاب رضا شاه
کشف حجاب رضا شاه

فمینیسم دولتی در دوره پهلوی

اما هنگامی که این ویترین براق را کنار می‌زنیم و با اتکا به اسناد و پژوهش‌های مستقل دانشگاهی باطن ماجرا را کالبدشکافی می‌کنیم، تصویری کاملاً متفاوت آشکار می‌شود؛ تصویری که در آن «زن» نه به عنوان یک شهروند دارای عاملیت و استقلال، بلکه به عنوان «پروژه‌ای برای نمایش مدرن بودن حکومت» و ابزاری برای سرکوب نهادهای سنتی مورد استفاده قرار گرفت.فمینیسم دولتی در دوره پهلوی

۱. پیوند وابستگی سیاسی، تبعید رضاشاه و حاشیه‌های دربار؛ پشت صحنه ویترین مدرنیزاسیون

فمینیسم دولتی در دوره پهلوی

وقتی از فمینیسم دولتی و مدرنیزاسیون آمرانه‌ی رضا شاه صحبت می‌کنیم، نمی‌توانیم آن را از پایه‌های لرزانِ سیاسی و وابستگی ساختاری‌اش به قدرت‌های خارجی جدا کنیم. حکومتی که با کودتا و با حمایت مستقیم امپراتوری بریتانیا سر کار آمده بود، در عرصه سیاست خارجی نیز سرانجامی جز وابستگی نداشت.

تبعید رضا شاه
تبعید رضا شاه
  • همراهی با هیتلر و سقوط: در آستانه جنگ جهانی دوم، تمایلات رضاشاه به آلمان نازی و بلوک فاشیستی (به امید تکیه بر یک قدرت خارجی دیگر برای حفظ استبداد داخلی)، بهانه‌ای شد تا متفقین در شهریور ۱۳۲۰ ایران را اشغال کنند. سرانجامِ حقارت‌بارِ سلطنتِ او با استعفای اجباری و تبعید تحقیرآمیز توسط انگلیسی‌ها به جزیره موریس و ژوهانسبورگ رقم خورد؛ رویدادی که ثابت کرد حکومتی که ریشه در اراده مردم نداشته باشد، با یک اراده‌ی خارجی به راحتی جارو می‌شود.

۲. کشف حجاب رضاشاهی؛ تجدد اجباری و انزوای اجباری

در دوران رضاشاه، طرح مدرنیزاسیون ایران با شتابی آمرانه و از بالا به پایین کلید خورد. فرمان کشف حجاب در دی‌ماه ۱۳۱۴ نقطه اوج این نگاه دستوری بود. از منظر پژوهشگران تاریخ اجتماعی، مشکل اصلی این فرمان در محتوای آن نبود، بلکه در «ماهیت اجباری و خشونت‌بار» اجرای آن نهفته بود.

  • ماموران حکومتی با اعمال زور، در معابر عمومی از سر زنان و دختران چادر و روسری می‌کشیدند.

  • این خشونت سیستماتیک باعث شد بخش بزرگی از خانواده‌های سنتی و مذهبی جامعه، از ترس از دست رفتن امنیت و حرمت خانوادگی، دختران خود را از مدارس خارج کنند و به انزوای اجباری بکشانند؛ امری که عملاً برخلاف هدفِ اعلام‌شده، به محرومیت آموزشیِ هزاران دختر ایرانی انجامید.

  • هم‌زمان، حکومت تمامی تشکل‌ها، انجمن‌ها و نشریات مستقل زنان را که از دوران مشروطه با اتکا به اراده‌ی مدنی خودِ زنان شکل گرفته بودند، منحل کرد تا هیچ صدای مستقلی در خارج از کنترل دولت باقی نماند.

  • فمینیسم دولتی در دوره پهلوی

۳. جانشینی محمدرضاشاه، ازدواج‌های مکرر و نگاه ابزاری دربار به زنان

تعدد ازدواج رضا و محمدرضا شاه
تعدد ازدواج رضا و محمدرضا شاه

با سقوط رضاشاه، پسرش محمدرضا با حمایت مجدد بیگانگان بر تخت نشست. دربار پهلوی دوم نیز در حوزه زندگی شخصی و ساختار قدرت، نگاهی کاملاً ابزاری و اشرافی به زنان داشت.

  • ازدواج‌های سیاسی و مکرر: ازدواج‌های زنجیره‌ای محمدرضاشاه بیش از آنکه پیوندهای عاطفی باشند، ابزارهایی برای مشروعیت‌بخشی سیاسی، تثبیت روابط با دربارهای خارجی یا حل بحران‌های داخلیِ جانشینی (به‌ویژه مسئله‌ی به دنیا آوردن ولیعهد) بودند.

  • اعترافات و حاشیه‌ها: حتی فرح پهلوی در خاطرات و مصاحبه‌های سال‌های بعد خود به صراحت به روابط متعدد محمدرضا و فضای مردسالارانه و اشرافی حاکم بر دربار اذعان کرده است؛ فضایی که در آن زنِ دربار، یا مهره‌ای برای بازی‌های سیاسی بود یا مظهرِ تجملاتِ تهی از معنای واقعیِ حقوق انسانی.

۴. پهلوی دوم و فمینیسم ویترینی؛ حقوق اعطایی بدون قدرت واقعی

تضاد گفتمان برای گمراه کردن مردم
تضاد گفتمان برای گمراه کردن مردم

در دوران محمدرضاشاه، این رویکرد شکل پیچیده‌تری به خود گرفت. تشکیل «سازمان زنان ایران» در سال ۱۳۴۵ و تصویب «قانون حمایت خانواده» در سال‌های ۱۳۴۶ و ۱۳۵۳، اگرچه محدودیت‌هایی بر چندهمسری اعمال کرد و حقوق نسبی در زمینه طلاق به زنان داد، اما تمام این تغییرات هدیه‌ای از سوی دربار بود، نه دستاورد مبارزات دموکراتیکِ از پایین به بالا.

  • مشارکت سیاسی نمایشی: اگرچه زنان در سال ۱۳۴۲ (در جریان انقلاب سفید) حق رأی و انتخاب شدن به دست آوردند، اما در ساختار استبدادی و تک‌حزبی آن روزگار، انتخابات فاقد معنای واقعی بود. سهم زنان در مناصب کلیدی تصمیم‌گیری، وزارتخانه‌ها و مدیریت‌های رده‌بالا همچنان ناچیز و زیر ۵ درصد باقی ماند.

  • فمینیسم دولتی: رژیم پهلوی دوم از حقوق زنان به عنوان «ویترینی برای مشروعیت بین‌المللی» در برابر غرب استفاده می‌ کرد تا خود را مدرن نشان دهد، اما اجازه نمی‌داد هیچ تشکل مدنی یا فمینیستیِ مستقل خارج از چارچوب دربار شکل بگیرد. هرگونه مطالبه‌گری اصیل سرکوب می‌شد و زنان فعال مستقل با برچسب‌های امنیتی روبه‌رو می‌شدند.

    • فمینیسم دولتی در دوره پهلوی

۵. شکاف طبقاتی و نادیده‌گرفته شدن توده‌ها

تضاد طبقاتی
تضاد طبقاتی در دوران پهلوی
  • فمینیسم دولتی در دوره پهلوی

گفتمان مدرنیزاسیون پهلوی، پدیده‌ای شهری، مرفه و محدود به طبقه متوسط بالا و بالای جامعه بود. اصلاحات آموزشی و حقوقی هرگز به طور متوازن به توده‌های زیرین جامعه و زنان روستایی و محروم نفوذ نکرد. اکثریت زنانی که در روستاها یا حاشیه‌ی شهرها زندگی می‌کردند، همچنان در چرخه بی‌سوادی، فقر ساختاری و محرومیت‌های عمیق رها شده بودند و قوانین نمایشی پایتخت هیچ‌گاه تغییری بنیادین در زندگی واقعی آن‌ها ایجاد نکرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *