نویسنده: تیم تحریریه نقطه نگاه
بازگشت سلبریتیها و سیاستِ «چماق و هویج»؛ عادیسازی دروغین زیر سایه سرکوب
در هفتههای گذشته، بازگشت جنجالی برخی هنرمندان و چهرههای هنری و ورزشی دور از وطن به ایران، بار دیگر به یکی از موضوعات بحثبرانگیز در فضای رسانهای تبدیل شده است.
در برداشت اول، شاید این رویداد برای برخی تداعیگر گشایش فضا و شرایطی ایدهآل به نظر برسد؛ اما واقعیت این است که در ساختار سیاسی حاکم، هیچ حرکتی تصادفی نیست و هیچ امتیازی بدون گرفتن باجِ سنگین به جامعه داده نمیشود.
تجربه سالهای گذشته به روشنی نشان داده است که رویکرد حکومت در قبال چهرههای فرهنگی و هنری و ورزشی، ابزاری و کاملاً گزینشی است.
این بازگشتها نه نشانه مدارا، بلکه بخشی از پروژه محاسبهشدهی رژیم برای «عادیسازی» شرایط است. هدف این است که به جامعه و جهان چنین القا شود که اوضاع به روال عادی برگشته، خطری کسی را تهدید نمیکند و فضا باز است. بازگشت سلبریتیها
همزمانیِ معنادارِ نمایشها و جنایتها
واقعیت این است که حاکمیت از هر ابزاری برای بقای خود استفاده میکند، حتی اگر به قیمت هزینه تراشیدن و بازی دادن مهرههای مختلف باشد.
نکته قابل تأمل اینجاست که دقیقاً در بستر اینگونه جنجالها و بازگشتهای سفارشی، اقدامات جنایتکارانه و سرکوبها با شدت بیشتری ادامه مییابد؛ الگویی تکراری که نمونه بارز آن را در همزمانیِ ورود برخی چهرهها با احکام سنگین و اعدامهای سیاسی دیدهایم.
رژیم مایل است بیشترین سود سیاسی را از این بازیها ببرد؛ حتی اگر بهای آن گرفتن جان انسانها و پاشیدن نمک بر زخم جامعه باشد.بازگشت سلبریتیها
نقش خاکستری سلبریتیها؛ شرکای سکوت
در این میان، نمیتوان از نقش خودِ چهرهها و سلبریتیها به سادگی عبور کرد. کسانی که سالها در خارجه بهترین زندگی را با فریب مردم برای اجراهای خود داشتند اما با سکوت، موضعگیریهای دوپهلو یا هنرِ خنثیی خود، عملاً فشارها را از روی دستگاه سرکوب برداشتند و به بقای سیستم کمک کردند.
این افراد، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، به مهرههای مکمل رژیم تبدیل شدهاند. سرمایه اجتماعی این چهرهها از مردم گرفته شده، اما در روزهای سخت، پشت مردم را خالی کردهاند. به همین دلیل، افشای نقش و عملکرد دوگانهی این افراد کمتر از نقد خودِ ساختار حاکم اهمیت ندارد.بازگشت سلبریتیها
جامعه در حال بقا، خشم زیر پوست شهر
امروز جامعه در وضعیتی از سرخوردگی و انفعالِ ناشی از فشارهای فرسایشیِ اقتصادی و اجتماعی قرار دارد؛ جایی که دغدغهی عموم مردم به «بقا» تقلیل یافته است. در چنین شرایطی، دیدن این نمایشهای تهوعآور، بازگشتهای رانتی و مانورهای سلبریتیها، دقیقاً مصداق نمکپاشیدن به زخمهای مردم است. انفعال امروز جامعه به معنای فراموشی نیست؛ زیر پوست این شهر خشم عمیقی انباشته شده که معادلات اینگونه خیمهشببازیها را بر هم خواهد زد.
تا زمانی که این سناریوها برقرار است، وظیفه فعالان مستقل و رسانههای منتقد این است که با ثبت حقیقت، یادآوری حافظه تاریخی و افشای چهرههای خاکستری و وابستگان به قدرت، اجازه ندهند حقیقت در زیر غبار فرافکنیها و پروژههای عادیسازی گم شود.بازگشت سلبریتیها
نتیجه گیری نقطه نگاه :
در طول عمر ننگین این رژیم و حتی رژیم سلطنتی شاه، هنرمندان درباری بسیار بوده اند و این بر کسی پوشیده نیست و دقیقا هردو رژیم این شگرد را برای انحراف دادن انرژی و تمرکز قشر خاکستری جامعه از موضوعات حیاتی به اینگونه موجهای هیجانی بصورت سیسماتیک انجام داده و خواهند داد. بنابراین جامعه ای که برای بقا میجگند برای اینگونه شوهای مسخره ارزشی قایل نباید باشد .
