Noghtenegah

خبر فوری:

در نگاه اول ، اقتصاد اغلب به عنوان علم اعداد، آمار، بازار، عرضه و تقاضا شناخته میشود. تصویر ساخته شده این است که متغیرهای اقتصادی در یک فضای ایزوله و بر اساس قوانین طبیعی بازار عمل میکنند.

اما با تامل و نگاهی دقیقتر به نهادها، قوانین و توزیع منابع، به وضوع میتوان دید که اقتصاد هرگز از سیاست جدا نبوده و نیست.

اقتصاد سیاسی، شکل دهنده فرم و بن مایه ای است که نشان میدهد چگونه تصمیماتِ قدرت، ساختار توزیع ثروت و سرنوشت جوامع را رقم میزنند.

۱. توهم بازار آزاد در غیاب نهادهای دموکراتیک

در علوم اقتصادی، قیمتها و ثروت نشان دهنده میزان تلاش، مهارت، فناوری و نوآوری افراد هستند.

دو نفر ممکن است ساعت‌های متمادی کار کنند، اما درآمد یکی خیره کننده و دیگری در سطح بقا(بخور و نمیر) باقی بماند. چرا؟ پاسخ در قانونهای وصف شده نهفته است.

چه کسی مالیات لحاظ میکند؟

چه کسانی به رانتها، مجوزهای انحصاری و منابع ملی دسترسی دارند؟

قوانین کار، حقوق مالکیت و بودجه‌ بندی‌ها توسط نهادهای قدرت تدوین و به اجرا گذاشته میشوند. هنگامی که ساختار سیاسی از نظارت عمومی و شفافیت بدور باشد، بازار از حالت رقابتی خارج شده و به ابزاری برای انباشت ثروت و غارت منابع در حلقه‌های قدرت تبدیل باقی میماند.

۲. پیامدهاو نتایج اقتصادی سیاست بر زندگی مردم و کشور

وقتی اقتصاد در خدمت منافع ساختار سیاسی و نهادهای رانتی قرار میگیرد، پیامدهای ویرانگری برای معیشت عمومی و کلان‌کشور به همراه دارد:

۳. اقتصاد و مسئله‌ قدرت؛ چه کسی قواعد را تعریف و مینویسد؟

همانطور که در علوم اقتصادی بررسی میشود، جوامعی که به توسعه و رفاه پایدار رسیده‌اند، توانسته‌اند نهادهای اقتصادی فراگیر (که از حقوق همه برای فعالیت آزاد و عادلانه محافظت میکنند) را جایگزین نهادهای استثمارگر کنند.

در غیاب نهادهای پاسخگو، اقتصاد کشور در حیطه و گروگان تصمیمات سیاسی میشود. در چنین شرایطی، سیاست‌های اقتصادی نه بر پایه های علمی، بلکه بر اساس اولویت‌های بقای سیاسیِ حاکمان اتخاذ میشود و هزینه‌ این تصمیمات غلط، مستقیماً از سفره‌ی مردم پرداخت میگردد.

جمع‌بندی نقطه نگاه:

درک اقتصاد بدون درک سیستم قدرت، تحلیلی ناقص است.

بحران‌های اقتصادی، تورم، نابرابری و تضعیف معیشت مردم تصادفی یا عوامل طبیعی بازار نیستند، بلکه بازتاب مستقیمِ ساختار تصمیم‌گیری سیاسی و توزیع نابرابر قدرت‌اند.

گذر از این بن‌بست برای اقتصاد ایران، پیش از هر چیز نیازمند نابودی رژیمی است که در فساد و تباهی غوطه ور شده و بازگرداندن اقتصاد به مسیر عقلانیت، شفافیت ،عبور از این رژیم است.