Noghtenegah

خبر فوری:

ارزیابی پیامدهای سناریوی اختلال هم‌زمان در تنگه هرمز و باب‌المندب بر بازار انرژی و پیامدهای صدور بحران به خارج از مرزها.

بعداز اینکه رژیم ضربات سختی از جنگ با آمریکا و اسراییل خورد و از طرفی خشم و نارضایتی مردم را هم بدنبال داشته، بنظر میرسد در همان چند صباحی که وارد تفاهم با آمریکا شد ،درحال بازسازی خود و باج گرفتن از جامعه جهانی برای عبور از این باتلاقی که به سرنگونیش ختم خواهد شد، دست به این قمار زده است!

همزمان با انتشار گزارشها پیرامون خطرات مسدود شدن دو آبراه استراتژیک تنگه هرمز و باب‌المندب و تأثیر آن بر بازار جهانی انرژی، تحلیلگران رفتار اخیر حاکمیت را نوعی مانور برای جبران ضربات وارده از تقابل با آمریکا و اسرائیل میدانند.

به نظر میرسد جابه‌جایی ثقل فشار به باب‌المندب، تلاش برای صدور بحرانهای عمیق داخلی و خشم عمومی به خارج از مرزها در پوشش قدرتنمایی منطقه‌ای است.

رسانه‌های وابسته به حاکمیت در روزهای اخیر با مانور گسترده بر گزارش‌های بین‌المللی درباره احتمال بسته شدن هم‌زمان تنگه هرمز و باب‌المندب، از وقوع یک «شوک بی‌سابقه‌ به اقتصاد جهان» سخن می‌گویند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، مسدود شدن این دو شاهراه دریایی میتواند عبور بیش از ۳۰ درصد از انرژی جهان و بخش عمده‌ای از صادرات مشتقات نفتی، گاز مایع، آلومینیوم و کودهای شیمیایی را مختل کرده و قیمت نفت را به بالای ۱۵۰ دلار برساند.

اما در پشت این مانورهای تبلیغاتی و گزارشهای تحلیلی، واقعیت دیگری در جریان است؛ واقعیتی که به وضعیت شکننده حاکمیت پس از ضربات سنگین در مواجهه با آمریکا و اسرائیل و موج نارضایتی‌های شدید داخلی و شکل گیری هسته ها و کانونها باز میگردد.

تحلیل اختصاصی نقطه نگاه: فرار رو به جلو؛ چرا رژیم روی کارت یمن و باب‌المندب قمار میکند؟

بررسی رفتارها و عملکردهای اخیر دلالت بر این دارند که رژیم پس از دریافت ضربات سخت نظامی-اطلاعاتی و قرار گرفتن در موضع ضعف در برابر جبهه غرب و اسرائیل،خشم روز افزون جامعه، عقبنشینی‌های تاکتیکی و تفاهم‌های کوتاه‌مدت با آمریکا را پذیرفت تا زمان لازم برای بازسازی قوای خود را بخرد. اما در همین دوره بازسازی، تمرکز بر بازوی نیابتی در یمن به اصلی‌ترین کارت بازی بدل شده است.

۱. صدور خشم و بحران داخلی به خارج از مرزها:

جامعه ایران با بحرانهای عمیق اقتصادی، فروپاشی قدرت خرید و خشم انباشته از سرکوب مواجه است. رژیم طبق الگوی قدیمی خود، با برجسته‌ سازی و خبررسانیهای گسترده در آبراه‌های بین‌المللی و تهدید شریانهای اقتصادی جهان، تلاش میکند افکار عمومی داخلی و خارجی را از بحرانهای حاد داخلی منحرف ساخته و فضای کشور را «امنیتی-جنگی» نگه دارد.

۲. قدرتنمایی نیابتی برای جبران شکست‌های مستقیم:

پس از آسیب دیدن زیرساختها و کادرهای اصلی در مواجهه مستقیم، رژیم میخواهد همچون گذشته هزینه تقابل را بر دوش گروه‌های نیابتی مانند انصارالله یمن ، بازمانده های حزب الله و حوثیها بیندازد.

جنگ افروزی و تشنج بر باب‌المندب به عنوان ابزاری برای باجگیری از سیستم مالی و انرژی جهان به کار گرفته میشود تا غربی‌ها را به پذیرش وضع موجود مجاب کند،این شیوه ای بوده تا کنون رژیم بارها ازش استفاده کرده و اینبار هم دنبال همین شیوه است.

۳. تناقض در شعار و توان واقعی:

مانور دادن روی بسته شدن باب‌المندب و ایجاد بحران جهانی در آستانه فصل سرما، ابزاری برای تهدید و باج گرفتن است؛ اما حقیقت چیز دیگری است که تداوم این وضعیت، فشارها ،انزوا و تحریمهای بین‌المللی علیه رژیم را تشدید کرده و نتیجه از قبل مشخص است.

نتیجه‌گیری نقطه نگاه:

تلاش برای تبدیل تنگه هرمز و باب‌المندب به اهرم فشار بین‌المللی، بیش از آنکه نشان‌ دهنده «اقتدار رژیم» باشد، حاصل «درماندگی در پاسخگویی به مطالبات داخلی» است. رژیم با قمار روی شریانهای انرژی جهان، میکوشد بحران مشروعیت و ناکارآمدی خود در داخل کشور را زیر سایه یک تنش بزرگ منطقه‌ای پنهان کند.

اما باید گفت درهای مماشات یکی بعداز دیگری در حال بسته شدن هستند و جامعه جهانی باید بداند این باج خواهی ها نتیجه چشم پوشی آنها از حقوق مردم ایران بوده و تنها راه حمایت تمام و کمال از مقاومت و مبارزه بحق مردم ایران است ولاغیر!